تبلیغات
دانود فیلم - بیوگرافی رابرت دنیرو
دانود فیلم

مدیر وبلاگ :

بیوگرافی رابرت دنیرو

یکشنبه 12 اردیبهشت 1389  ساعت: 03:00 ق.ظ

بیوگرافی رابرت دنیرو

 

رابرت دنیرو(Robert De Niro) ‏در 17 اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک از پدر و مادری هنرمند متولد شد.
پدرش شاعر، مجسمه‌ساز و نقاش بود و مادرش ویرجینیا آدمیرال نیز یک نقاش بود که مدت کوتاهی پس از تولد بابی از پدر او جدا شد. او در ایتالیای کوچک نیویورک برانکس بزرگ شد. وی به خاطر خجالتی بودن و جثه کوچکش به Bobby Milk معروف بود.

در 10 سالگی اولین نقشش را در تئاتری در نقش شیر در جادوگر اوز بازی کرد ولی بعدا برای پیوستن به یک گروه خیابانی، تئاتر را کنار گذاشت. در 16 سالگی بازی در نمایش خرس اثر چخوف، او را به دنیای بازیگری برگرداند تا او اولین چک دستمزدش را به عنوان بازیگر دریافت کند.

بابی پس از آموزش‌های لازم، کار حرفه‌ای خود را در زمینه بازیگری به طور نامنظم در برادوی و بعضا تبلیغات تجاری برای تلوزیون آغاز کرد. اولین نقش او در فیلم سه اتاق در منهتن در سال 1965 بود که به عنوان سیاهی لشگر و به عنوان مشتری رستوران در یکی از سکانس‌های فیلم ظاهر شد و در همان سال موفق به دریافت پیشنهاد بازی در یک نقش کوچک در فیلم میهمانی عروسی شد.

آشانایی او با یکی از دستیاران برایان دی پالما برای او شانسی بود برای گرفتن اولین نقش اصلی در فیلم تبریکات محصول سال 1968 که با شکست همراه بود.


اولین موفقیت بابی در برابر دوربین با فیلم Bloody Mama در سال 1970 به دست آمد. این فیلم درهای ورود بابی را به هالیود گشود و او توانست به بزرگترین مرکز فیلمسازی جهان وارد شود.

موفقیت بزرگ بعدی دنیرو هنگامی بود که فرانسیس فورد کاپولا او را برای نقش دون کورلئونه جوان در فیلم پدرخوانده 2 محصول 1974 انتخاب کرد. ارائه شخصیتی چند لایه در این فیلم با آن لهجه قوی و شیرین سیسیلی که نتیجه ساعت‌ها تمرین و مطالعه بود منجر به دریافت اولین جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش دوم شد.

بابی برای اجرای نقشی در یکی از فیلم‌های ساخته اسکورسیزی که به یکی از بهترین فیلم‌های رابرت دنیرو تبدیل شد، روزهای زیادی را در تاکسی‌ها در نیویورک مینشست و رفتارهای رانندگان تاکسی را تماشا می‌کرد تا خود او در سال 1976 نقش ترویس بیکل را در فیلم راننده تاکسی ایفا کند.

فیلم بعدی او که از شاهکارهای مارتین اسکورسیزی می‌باشد در سال 1980 ساخته شد و اولین جایزه اسکار بازیگر نقش اول را برای او به همراه آورد. گاو خشمگین که بابی در نقش جیک لا موتا، یک مشتنزن وزن متوسط که بسیار قوی ولی احساسی و بسیار متزلزل می‌باشد.

بازی دنیرو بسیار روان و ساده و درعین حال قوی است. این سادگی در ارائه نقش باعث شده است که بسیاری از تماشگران او را در برابر هنرپیشگانی مثل آل پاچینو، برد پیت و دیگران هنرپیشه‌ای معمولی تصور کنند.

بخشی از آثار هنری رابرت دنیرو:

سه اتاق در منهتن (ژان‌پیر ملویل - 1965)
تبریکات (برایان دی‌پالما- 1968)
جشن عروسی (برایان دی‌پالما، جان‌شید- 1969)
سلام مادر (برایان دی‌پالما- 1970)
مادر تمام عیار (راجر کورمن- 1970)
خیابان‌های پایین‌شهر (مارتین اسکورسیزی 1973)
پدرخوانده 2 (فرانسیس فورد کاپولا- 1974)
راننده تاکسی (مارتین اسکورسیزی 1976)
نیویورک، نیویورک (مارتین اسکورسیزی- 1977)
شکارچی گوزن (مایکل جیمینو- 1978)
گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی- 1980)
روزی روزگاری در آمریکا (سرجیو لئونه- 1984)
چاقوی ضامن‌دار (دیوید.‌هیو.‌جونز- 1989)
رفقای خوب (مارتین اسکورسیزی- 1990)
تنگه وحشت (مارتین اسکورسیزی- 1991)
داستان برانکسی (رابرت دنیرو- 1993)
فرانکشتاین (کنت برانا- 1994)
کازینو (مارتین اسکورسیزی - 1995)
مخمصه (مایکل‌مان- 1996)
آرزوهای بزرگ (آلفونسو کورئون- 1998)
رانین (جان فرانکن هایمر- 1998)
ماجراهای راکی و بولونیکل (دس مک‌آنو- 2000)
مردان افتخار (جورج تیلمن جرارد- 2000)
پانزده دقیقه (جان هرتزفیلد- 2001)
زمان نمایش (تام‌دی - 2002)
موهبت الهی (نیک هالم- 2004)
افسانه کوسه (بیپ برگران، ویکی جانسون- 2004)
پل سن لوئیس ری (مگ گوسکان- 2004)
پنهان کن و بجوی (جان پولسون- 2005)
چوپان خوب (رابرت دنیرو- 2006)
یکشنبه شب دوست داشتنی (جاناتان گلازر- 2006)
کشتن عادلانه (۲۰۰۸)

 

نویسنده : یک دوست : ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸
Comments پیام های دیگران ( 0)      لینک دائم

بیوگرافی مهدی سلوکی

مهدی سلوکی در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنیا آمد، پدرش افسر نیروی هوایی ارتش و اصالتا تهرانی است، زمانی که مهدی به دنیا آمد، سرهنگ سلوکی مامور به خدمت در پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی در اصفهان بود و به همین دلیل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پایان ماموریت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمک تهران سکنی گزید.
مادر او اصالتا اراکی است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنیا آمد، او مجری شبکه تهران است. خانواده سلوکی‌ها اصیل و متعصب و مذهبی‌اند. پدر و مادر هر دو تحصیلکرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.
دوران کودکی مهدی مثل بقیه پسر بچه‌ها، به شیطنت گذشت، در مجتمع مسکونی پایگاه هشتم شکاری مهدی اغلب اوقات با همراهی برادرش مشغول بازی‌های کودکانه بود.
مهرماه سال 1367، مهدی به کلاس اول رفت، از آنجا که محمد در کلاس پنجم همان دبستان درس می‌خواند، دیگر بچه‌های مدرسه حریف شیطنت‌های او نمی‌شدند. مهدی بسیار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شیطنت‌ها فرصت کمتری برای درس خواندن می‌گذاشت و همیشه شب امتحان برای نمره زحمت می‌کشید! برادرش هم به او کمک می‌کرد و این روال در دوران راهنمایی هم ادامه داشت تا این‌که وارد دبیرستان شد. مهدی هنرستان و رشته گرافیک را برگزید در حالی که در کودکی خود و خانواده‌اش آرزوی مهندسی، خلبانی و پزشکی داشتند. او در هنرستان مالک اشتر تهران، درس خواند و در همین مقطع هم بود که جذب کار هنری و تلویزیونی شد تا آنقدر سرش شلوغ شود که
دیگر زیاد به درس‌ها نرسد. البته مسیر آینده‌اش را هم انتخاب کرده بود و گرافیک دیگر به کارش نمی‌آمد. او سال 79 دیپلم گرافیکش را گرفت و دیگر تمام وقت روی کار هنری و حرفه‌ای زوم کرد و انرژی گذاشت.
پس از پایان دوران خدمت سربازی و در شرایطی که چند مجموعه بازی کرد و چند برنامه را به عنوان مجری در کارنامه داشت، احساس کرد که در دانشگاه باید شرکت کند، به همین دلیل برای کنکور خواند و در رشته بازیگری دانشگاه آزاد اراک قبول شد، منتهی حجم بالای کار و کمبود وقت اجازه داد، او تا لیسانس پیش برود. گفتنی است مهدی سلوکی نقاشی چیره‌دست است.
درباره او می‌گویند: همیشه معلم‌ها و ناظم‌ها از دستش شاکی بودند و هر روز یک جای بدنش درد می‌کرد تا اجازه بگیرد و به منزل برود! دیگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدی آنقدر طبیعی نقش بازی می‌کرد که اصلا جرقه بازیگر شدنش هم توسط یکی از معلمان زده شد و روزی به او گفت: تو بهتر است بروی هنرپیشه شوی!

مهدی از کودکی نقاش قابلی بود تا جایی که نزدیکانش وقتی می‌خواستند در هنر برای او آینده‌ای تصور کنند، او را در جایگاه یک نقاش حرفه‌ای و مشهور می‌دیدند. عشق به نقاشی باعث شد او پس از دوره راهنمایی قید دبیرستان و
خلبانی و پزشکی را زده و وارد هنرستان گرافیک شود. زمانی که ماجرای بازیگر شدنش پیش آمد، هنوز نقاشی هنر اول مهدی بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدی نیز در تمام مصاحبه‌هایش رسما می‌گفت که بازیگری نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و همیشه تاکید داشت که نقاشی را ترجیح می‌دهد اما امروز دیگر چنین نیست. مهدی حتی تجربه برگزاری نمایشگاه نقاشی را هم با یکی از دوستانش دارد؛ چندی پیش نمایشگاهی به نام «سحرآمیز» برگزار شد. مهدی در میان سایر هنرها به خطاطی هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوکی‌ها ارثی است و پدر و برادرش هم بسیار خوش خط هستند.
رانندگی پشت فرمان اتومبیل به همان اندازه که برای مهدی جذابیت تفریحی دارد، برای خانواده و دوستدارانش نگران‌کننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتی در زندگی خصوصی هم معمولا با سرعت تصمیم گرفته و عمل می‌کند! البته مهدی راننده ماهر و باتجربه‌ای است، اما به دلیل همین سرعت به طور متوسط هرماه تصادفی می‌کند و هرگز کسی اتومبیل او را سالم ندیده! (اولین ماشین او رنوی سفید بود، بعد پراید خرید و حالا 206 سبز دارد)...
او عاشق پرسپولیس و رئال مادرید است، از بازی برزیل هم خوشش می‌آید، بهترین بازیکن فعلی ایران را علی کریمی و جهان را رونالدینیو می‌داند. او بهترین فوتبالیست‌های تاریخ ایران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا می‌داند... بهترین دوست ورزشی‌اش «علی انصاریان» است. بهترین شهر ایران را شیراز و بهترین مقصد برای سفر را شمال می‌داند... بهترین رنگ از نظر او قرمز است



نوشته شده توسط:

ویرایش:--